عشق بزرگ
و اعتراف قشنگ ست اگر چه با تاخير
پرنده بودم اما پرندهای دلگير
پرنده بودم اما حوای باغ زمين
از آسمان بلندم کشيده بود به زير
پرنده بودم اما پرندهای بیپر
پرنده بودم آری ولی عليل و اسير
*
چقدر منتظرت بودم ای چراغ مراد
که خط گمشدهام را بياوری به مسير
و آمدی و مرا زين خرابه پر دادی
به سمت باز افقهای روشن تقدير
***
ميان اين من حال و تو ای من پيشين
تفاوتی است اساسي، قبول کن بپذير
گذشت آنچه ميان من و تو بود گذشت
ترا نديده گرفتم، مرا نديده بگير
به راز عشق بزرگی وقوف يافتهام
مرا مجاب نمیکرد عشقهای حقير
پرندهام اينک يک پرنده آزاد
پرندهام آری يک پرنده ...